
شده بعضي وقتا يهو ديگه دوستش نداشته باشي؟
به خودت مي گي اصلاً واسه چي دوستش دارم؟
مگه كيه؟
مگه واسم چيكار كرده؟
مگه چي داره كه از همه بهتر باشه؟
... اصلاً من كه خيلي از اون بهترم....
بعد به خودت مي خندي كه اصلاً واسه چي اينقدر خودتو اذيت كردي؟
يهو، يه چيزي يادت مياد....
يه چيز ِ خيلي كوچيك....
يه خاطره....
يه حرف....
يه لبخند....
يه نگاه....
و بعد....
همين....
همين كافيه تا به خودت بياي و مطمئن بشي كه
نمي تــــــــــوني فراموشــــــش كني.......
نظرات شما عزیزان:
دوست پسرت میلاد 
ساعت1:06---17 بهمن 1390
آفرین.وبلاگت قشنگه.
خوشمان آمد عزیزم
مرحبا!!!!!!!!!!!
|